عليرضا عضد الملك

34

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

روز دوشنبه هجدهم حاجى ملا صادق قمى و جمعى ديگر ديدن نمودند . روز سه‌شنبه نوزدهم حاجى عسكر خان در باغى كه خارج شهر دارد به عصرانه و چاى وعده خواسته بودند ، به اتفاق آقا سيد اسد اللّه و مرتضى قلى خان و حاجى ميرزا رحيم و على بيگ نايب اصطبل به باغ مشار اليه رفته ، بعد از صرف عصرانه و چاى به آستانهء مقدسه مشرف گرديده ، برحسب وعده به خانهء جناب متولىباشى رفتم . مشار اليه نيكو دعاگويى است و مردى با فضل و دانش است . بعد از شام مراجعت به منزل كردم . اما قم شهرى است كه شرافت آن‌جا به واسطهء وجود مبارك فاطمه بنت موسى ابن جعفر سلام اللّه عليهم ، شهرهء آفاق است و قدر و جاه آن مظلومهء معصومه هر دو روى گيتى را چون احاطهء افلاك بر كرهء خاك فروگرفته ، حاجت به شرح و بسط نيست ؛ ولى مردمى هوشمند و دعاگوى خالص العقيده دارد . در طرف مغرب آن بلد ، رودخانه‌اى است كه هنگام بهار آب متجاوز از سيصد سنگ آب در او جارى مىشود و به ديوار شهر اتصال دارد و گويند سرچشمه‌اش زردكوه بختيارى است . بر روى آن رودخانه ، محاذى دروازه‌ها [ ى ] شهر پلى است و اطراف شهر تماما باغات است و نايب الحكومه روز ورود ، دو كله قند و دو كروانكه چاى فرستاده بود . چهارشنبه بيستم يك ساعت از طلوع آفتاب گذشته از قم به عزم منزل تاج‌خاتون روانه شديم . روزى بسيار گرم بود و آن سه چهار روز كه در قم بوديم از شدت گرما نياسوديم . حين حركت ، نايب الحكومه و جمعى از اشراف به مشايعت حاضر شده و اكثر اهالى قم پياده از شهر برآمده ، الى نيم ساعت در كنار جاده رديف يكديگر ايستاده بودند و از جانب شهر هم زنان و اطفال بر سر ديوارها و بام‌ها نشسته ، از دو جانب صدا به صلوات و دعا برآورده ، و دعاى شاهنشاه جمجاه اسلام‌پناه روحنا و روح العالمين فداه را بدين مضمون همىگفتند : تا به بهاران چو خط لاله عذاران * سبزه بر اطراف جويبار زند سر خصمش گريان چنان‌كه ابر در آذار 57 * يارش خندان چنان‌كه برق در آذر تا نيم فرسنگ متجاوز صغير و كبير آن ولايت ، سوار و پياده ، مشايعت نموده ، پس از آن هريك را به زبان و بيانى خوش مراجعت دادم . از آن راه زياده از دو فرسنگ خاك قم نيست و نهايتش گردنهء كوچكى است كه از آن‌جا گنبد مطهر پيدا است . از شهر قم تا آن